تبليغاتX
عباس کیارستمی

عباس کیارستمی

وبلاگ دوستداران عباس کیارستمی

همین الان با علیرضا داوود نژاد کار گردان پیش کسوت سینما صحبت می کردم او می گفت بیلبوردهای جنجال برانگیز متعلق به فیلم تیغ زن بوده و جمع آوری شد ه است.

 

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم خرداد 1387ساعت 14:41  توسط دوستداران عباس  | 

کتاب "سعدي از دست خويشتن فرياد" نوشته عباس کیارستمی جزو پنج  کتاب پر فروش بازار نشر قرار گرفت .

به گزارش خبرنگار راه فیروزه ،اين كتاب  چندی پیش در قطع جيبي و با قيمت 5500 تومان وارد بازار نشر شده بود . آثاری از دنی دیدرو ،ویرجینیا وولف ،داستایوسفکی ،محممدعلی سپانلو ،دررده پر فروشترین کتابهای بازار نشر قرار دارند .عباس كيارستمي» نويسنده و كارگردان سينماي ايران پيش از اين در خصوص چگونگي پرداختن به اشعار سعدي در اين كتاب به خبرنگاران  گفته بود: بخش هاي عمده‌اي از كتاب «سعدي از دست خويشتن فرياد» كه اشعار سعدي را روايت مي كند، به شيوه كتاب قبلي من «حافظ به روايت عباس كيارستمي» به نگارش درآمده است.   عباس كيارستمي سينماگر، عكاس، نقاش و شاعر متولد 1319 در تهران و فارغ التحصيل نقاشي از دانشكده هنرهاي زيباي دانشگاه تهران است كه فعاليت هنر‌ي خود را از سال 1340 به عنوان نقاش تبليغاتي آغاز كرده است.  وي با ساخت سه‌ گانه‌ سينمايي ‌اش «خانه دوست كجاست»، «زندگي و ديگر هيچ» و «زير درختان زيتون» پایه گذار سبكي جديد درسینمای ايران شد. کیارستمی با فیلم «طعم گیلاس» در سال 1997جایزه نخل طلای جشنواره کن را از آن خود کرد.

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم خرداد 1387ساعت 14:20  توسط دوستداران عباس  | 

زهرا نعیمی : در نخستين روزهای  جشنواره بين‌المللي فيلم زنان به نام جاروي پرنده در آنكارا، فیلم ده عباس کیارستمی ‬به نمايش درآمد.به گزارش خبرنگار راه فیروزه نمایش این فیلم عباس كيارستمي  با استقبال سينما دوستان تركيه مواجه شد. اين جشنواره تنها جشنواره بين‌المللي فيلم تركيه و از معدود جشنواره ها ي سينمايي جهان است كه در آن تهيه‌كنندگان و كارگردانان زن توليدات سينمايي خود را به نمايش مي‌گذارند ویا آثاری درباره زنان به نمایش درمی آید. جشنواره جاروي پرنده تركيه در سال جاري پذيراي بيش از ‪ ۱۵‬كارگردان زن خارجي ازجمله  انسیه شاه حسيني از ايران مي‌باشد. در بخش‌هاي مختلف جشنواره جاروي پرنده، علاوه بر فيلم‌هاي بلند، فيلم هاي كوتاه، مستند و انيميشن نيز به نمايش در خواهد آمد. در بخش صلح جاروي پرنده، فيلم‌هاي گيلانه به كارگرداني رخشان بني اعتماد، شب بخير فرمانده به كارگرداني انيسه شاه حسيني و سگ‌هاي ولگرد به كارگرداني مرضيه مشكيني به نمايش درخواهد آمد. فیلم ‪ ۱۰+۴‬به كارگرداني مانيا اكبري نیز درروزهای نخستین این جشنواره نمایش داده شد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1387ساعت 18:49  توسط دوستداران عباس  | 

عباس كيارستمي سينماگر و عکاس ايراني با فروش عكسي به قيمت حدود ‪ ۱۳۰‬هزار دلار در فهرست ركورداران حراجي كريستيز دبي قرار گرفت.

به گزارش راه فیروزه ، كيارستمي در عكس‌هاي خود معرفي ايران به عنوان كشوري منحصربه فرد با مردماني با فرهنگ را با سادگي فيلم هايش دارد و انتخاب نماهاي متفاوت بصري در عكس هايش، آثار او را متمايز از كار ديگر عكاسان مي كند. نمايشگاههاي عكس كيارستمي پيشتر در ايتاليا، انگلستان و موزه هنرهاي معاصر تهران برپا شده است. كيارستمي كه با فيلم طعم گيلاس جايزه نخل طلايي كن را به عنوان معتبرترين جايزه سينماي ايران دريافت كرده همچنين در عرصه کتاب و عكاسي نيز فعالیت دارد به نحوي كه تاكنون نمايشگاه‌هاي متعدد عكس از وی  در سراسر جهان برپا شده است .

در چهارمين حراج بين‌المللي كريستيز در دبي، شش اثر ايراني در ميان هفت اثرنخست اين حراج از نظر قيمت قرار داشت.

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 14:12  توسط دوستداران عباس  | 

 
 
"سعدی از دست خویشتن فریاد"  کتاب تازه عباس کیارستمی در بازار نشر مورد استقبال مخاطبان قرار گرفته است.به گزارش  خبرنگار راه فیروزه ، این کتاب اگرچه به اندازه کتاب قبلی اش با واکنش روبرو نشد و به اندازه حافظ سر و صدا نکرد، اما باز هم با استقبال رو به رو شده است.
کیارستمی  این بار در نحوه کارش تغییراتی داده است که مهم ترین تغییر در عنوان کتاب است که نام خود را از ان حذف کرده است. کتاب "حافظ به روایت کیارستمی"  پیش از این و در هنگام انتشار مورد نقد برخی منتقدان  واقع شد. دومین تغییر نیز ترتیب الفبایی شعرهای انتخابی بر اساس حرف آخر مصرع یا بیت انتخابی است ، در حالی که در حافظ ترتیب موضوعی بود.او در حافظ یک مصرع را انتخاب و به صورت شکسته نوشته بود، اما در سعدی گاهی بیت و گاهی مصرع مبنا قرار گرفته است و آن جا که فقط مصرع را انتخاب کرده است، مصرع قبل یا بعدش را نیز به صورت وارونه آورده است. او در این کتاب نیز به روال حافظ، از بیت یا مصرع های دلخواه خود مجموعه ای گرد آورده است و هر یک ازآن ها را در صفحه جداگانه ای نوشته است.این کتاب را انتشارات نیلوفر در ۶۲۰ صفحه منتشر کرده است. 

زهرانعیمی

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1387ساعت 11:49  توسط دوستداران عباس  | 

 

 

اين‌كه از فيلمسازان درخواست شود تا به اجرا و كارگرداني اپرا رو بياورند، يك نوع فضاي غلط‌انداز دارد. تهيه‌كنندگان گمان مي‌كنند با حضور فيلمسازان سرشناس در عرصه‌ اپرا، مخاطبان جديدي به اين هنر جذب مي‌شوند. تصور اين‌كه طرفداران كيارستمي و وودي آلن با حضور آنان در اپرا، به يك‌باره علاقه‌مند موتزارت و پوچيني ‌شوند، كمي خوش‌بينانه است.

به گزارش ايسنا، روزنامه گاردين در گزارشي با ابراز تعجب از اين‌كه كيارستمي، اپراي “زن‌ها همه يك‌جورند” موتزارت را در جشنواره “آكس آن پرونس” لندن اجرا خواهد كرد، نوشته است اين‌كه كيارستمي يا وودي آلن قصد كارگرداني اپرا را دارند، موجب تعجب نيست؛ بلكه چرا آن‌ها اين دو اپرا را انتخاب كرده‌اند، تعجب‌برانگيز است.

اين روزنامه اضافه كرده است، بهتر است كيارستمي اپراي “جاني شيچي” كه وودي آلن در لس‌آنجلس آن را اجرا خواهد كرد، به‌عهده بگيرد و “وودي آلن” نيز اپراي “زن‌ها همگي همان‌جورند” كيارستمي را اجرا كند. اپراي “زن‌ها همگي همان‌جورند” براي وودي آلن بسيار مناسب‌تر بود. چراكه داستان آن به فيلم “يك شب نيمه‌تابستان” او نزديك‌تر است.

اين گزارش مي‌افزايد، ازسوي ديگر، اپراي “جاني شيچي” درباره مرد توطئه‌گري است كه تظاهر به مردن مي‌كند تا خانواده‌اش را برسر مسائل مالي فريب دهد. داستان اين اپرا به فيلم طنز “كلوزآپ؛ دورنماي نزديك” كيارستمي بسيار نزديك‌تر است كه در آن يك كلاهبردار سعي دارد تا با قراردادن خود به جاي محسن مخملباف خانواده‌اي را فريب دهد. اپراي موردنظر “وودي آلن” همچنين به فيلم “باد ما را خواهد برد” كيارستمي نزديك است.

ايده‌ي فيلم‌سازاني كه به اجراي اپرا رو مي‌آورند، تازگي ندارد. اما درباره كارگرداناني كه هرگز تجربه كارگرداني اپرا ندارند، چه؟ در اين صورت موجب تأسف است كه “اورسون ولز” نتوانست “رويس گودونوف” و “چارلي چاپلين” نيز نتوانست “پاگاچي” را كارگرداني كنند. در نتيجه، “فرانسيس فورد كوپولا” كه پدرش يك رهبر اپرا بود نيز بايد “دان كارلوس، اثر وردي را كه نشانه هايي از “پدرخوانده” را دارد كارگرداني كند.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم اردیبهشت 1387ساعت 14:56  توسط دوستداران عباس  | 

 

 

 

محمد حقيقت؛ پاريس- مدتي است  كيارستمي قصد دارد فيلم جديد خود را در ايتاليا فيلمبرداري كند‌، اما اين امر به دليل پيدا نشدن هنرپيشه مرد، نقش مقابل ژوليت بينوش تأخير افتاده است.

در ماه مه 2007 در جشنواره كن طي يك كنفرانس مطبوعاتي اعلام شده بود كه در ماه سپتامبر 2007 فيلمبرداري آغاز مي‌شود. بعد از اين كنفرانس خبري، با هنرپيشه‌هاي گوناگوني تماس گرفته  و گفت‌وگو‌هايي نيز با رابرت دونيرو انجام شد كه به نتيجه نرسيد. سپس سامي فري هنرپيشه فرانسوي قرار شد اين نقش را به عهده داشته باشد‌، اما در جشنواره برلين 2008 خبر آمد كه فرانسوا كلوزه ماه مارس در اين فيلم بازي مي‌كند. اين هنرپيشه 53 ساله كار بازيگري را از سال 1979 شروع كرد و در فيلم‌هاي زيادي از جمله <كلودزيدي> رابرت آلتمن، ژان پل رابينو و... بازي كرده است. او از هنرپيشه‌هاي نسبتاً مشهور فرانسوي است.

داستان فيلم كيارستمي در ايتاليا اتفاق مي‌افتد و مربوط به آشنايي يك خانم فرانسوي است كه مالك گالري هنري است و روزي با يك نويسنده خارجي كه به اين شهر كوچك آمده تا به معرفي كتاب جديدش بپردازد، آشنا مي‌شود. هر دو شروع به قدم زدن مي‌كنند و درباره اصل يا تقلبي بودن آثار هنري صحبت مي‌كنند. رفته رفته ماجراي عشقي بين آنها رخ مي‌دهد و... اسم فيلم كپي برابر اصل است توضيح دهنده همين ماجراست.

كيارستمي قبلاً همين سوژه، اصل و تقلب، واقعي يا ساختگي، اصل و بدل را در فيلم فوق‌العاده‌اش كلوزآپ به كار گرفته بود. ماجراي مخملباف واقعي و قلابي (كه حسين سبزيان به جاي مخملباف خود را معرفي مي‌كند.)

ارسن ولز، سال‌ها پيش با سرمايه يك كمپاني در ايران فيلم شاهكار ت مثل تقلب را ساخته بود كه در جشنواره تهران، پيش از انقلاب نمايش دادند و بسيار بحث‌انگيز شد. ولز در اين فيلم نيز به اصل و تقلب در آثار هنري مي‌پردازد و گفت‌وگوي جالبي را پيش مي‌كشد برخي از آثار هنري را كه كپي‌برداري شده‌اند، برابر اصل مي‌گذارد.

در فيلم كيارستمي قبلاً قرار بوده، كه به زبان انگليسي صحبت شود‌، اما با وجود دو هنرپيشه اصلي فيلم كه فرانسوي هستند، احتمالاً زبان فرانسوي به كار خواهد رفت.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم بهمن 1386ساعت 8:1  توسط دوستداران عباس  | 

زهرا نعیمی :عصر روزچهارشنبه در پی نمایش فیلمABC  آفریقای عباس کیارستمی، درجشنواره سینما حقیقت جلسه پرسش و پاسخ با حضور این کارگردان در سالن سینما فلسطین برگزار شد.

 

به گزارش خبرنگار راه فیروزه ،در این جلسه که مهندس جعفری جلوه، معاون سینمایی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و محمد آفریده، مدیر عامل  مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی نیز حضور داشتند، کیارستمی در ابتدا در پاسخ به انتقادی در خصوص شیوه فیلمسازی اش گفت: این یک شیوه نگاه به سینماست. من با هیچکس دشمنی ندارم و مخالفانم هم حق دارند فیلم های من را نپسندند اما من به حرف های آن ها گوش می دهم.
وی در ادامه در خصوص فیلم به نمایش درآمده اش گفت: دوربین های ما درABC  آفریقا قرار نبود برای این فیلم تصویربرداری کنند. ما برای دیدن جا رفته بودیم و صرفا برای بازبینی محل تا در آینده فیلمی تهیه شود. ما بعدا تصمیم گرفتیم که این راشاها را به فیلم تبدیل کنیم.
کیارستمی اضافه کرد: مجموعا در دو تا از فیلم هایم یکیABC  آفریقا و دیگری کلوزآپ شانس این را داشتم که خودم را ازمیزانسن های پیچیده رها کنم. در این فیلم هم دوربین 360 درجه می چرخید و این یک گزارش واقعی بود از آنچه ما شاهدش بودیم. وفاداری به فضایی که در آن هستیم ما را از میزانسن های تصنعی و قراردادی بی نیاز می کند. ما در ساخت فیلم آزاد بودیم و فکر می کنم اگر فیلم اعتباری دارد دقیقا به همین دلیل است.
این کارگردان در ادامه عنوان کرد: این تجربه ای است که برای تمام فیلمسازان مستند می تواند اتفاق بیفتد و بنابراین این امتیاز را برای خودم ثبت نمی کنم.
وی در پاسخ به این سوال که چرا تا به این حد سادگی در آثارتان وجود دارد، گفت: رسیدن به سادگی خیلی ساده نیست و برای آن باید از همه پیچیدگی ها رها باشیم. نداشتن امکانات یکی از شانس های بزرگ فیلم سازان ایرانی است. اینجا برای فیلمسازان و عکاسان بهشت است چون هزاران موضوع برای کار هست.
با تمام محدودیت ها شانس تعدد موضوع داریم . من هم در ساخت فیلم هایم فرمول خاصی بلد نیستم اما در فیلم های کم هزینه سازنده صداقتی دارد که به ساخت یک اثر ساده منجر می شود.
  کیارستمی در جواب سوالی با این مضمون که چرا فیلم هایی جشنواره ای می سازد گفت: ما مشکلی با سینمای بدنه نداریم. به هرحال مردم به سرگرمی احتیاج دارند و اگر رقابت را تلویزیون کمتر کند شاید این شانس برای سینما بماند. اما در جشنواره ها فیلم هایی انتخاب می شود که توفیق عمومی ندارند و در واقع آن ها سینمایی از نوع دیگر را حمایت می کنند؛ سینمایی که شانس نمایش ندارد و من نمی دانم چرا اینقدر با این امر مخالفند. این ها را می گویم برای اینکه سینمای جشنواره ای بیشتر ساخته شود.
وی درباره میزان مستند بودن فیلمش گفت: شاید از آنجا که آدم ها در کشورهای جهان سوم با دیدن دوربین نشاطی دارند که در مواقع عادی ندارند، می توان گفت نه همه اما 80 درصد فیلم مستند بوده است و من بیش از این توقع ثبت واقعیت را ندارم. من یک فیلمساز مستند نیستم اما به این سینما وابسته ام و مابین هرچند فیلم داستانی ام یک مستند هم ساخته ام تا از لوکیشن های تصنعی و گریم پرهیز کنم و آدم های واقعی را از یاد نبرم.
کیارستمی درباره اینکه تحقیق در آثارش تا چه حد حضور دارد، گفت: تحقیق یک کار کاملا علمی است اما یکی از شیوه های نزدیک شدن به مستند این است که یک گروه داشته باشیم و نتایج تحقیقات را باریمان بیاورند اما یک شیوه دیگری مثل همین فیلم ABC  آفریقاست که با وجود داشتن ایراد و اشکال ذهنمان را در واقعیت های موجود دخالت نمی دهیم. هر دو شیوه پذیرفتنی است اما نمی دانم کدام را باید اعمال کرد.
وی در پایان به برپایی ورک شاپ هایش اشاره کرد و گفت: اولین بار در سیسیل به دعوت دانشجو ها ورک شاپ برگزار کردیم که روز به روز ادامه پیدا کرد و نهایتا 12 روز شد. بعد از آن سالی 4 تا5 ورک شاپ در جاهای مختلف دارم و در ایران اولین بار تابستان سال گذشته بود که در مجموعه سعدآباد با حضور 80 دانشجو برگزار شد و د رنهایت 80 فیلم درباره فرش تولید شد که به نظرم کارهای خوبی بودند اما متاسفانه  هیچ کس از شرکت فرش برای دیدن فیلم ها نیامد.
در هیچ ورک شاپی دانشجویان هزینه ای نمی دهند اما متاسفانه در ایران اینطور نیست و این را می گویم که نهادهای توانمند با قبول پرداخت این هزینه ها به دانشجویان کمک کنند تا به صورت رایگان در این کلاس ها شرکت کنند.
وی همچنین گفت که هرسال  سه نفر از دانشجویان برتر در ورک شاپ را 15 روز رایگان به یک مدرسه سینمایی در تولوز خواهم برد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم آبان 1386ساعت 14:33  توسط دوستداران عباس  | 

زهرا نعیمی :عصر روزچهارشنبه در پی نمایش فیلمABC  آفریقای عباس کیارستمی، درجشنواره سینما حقیقت جلسه پرسش و پاسخ با حضور این کارگردان در سالن سینما فلسطین برگزار شد.

 

به گزارش خبرنگار راه فیروزه ،در این جلسه که مهندس جعفری جلوه، معاون سینمایی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و محمد آفریده، مدیر عامل  مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی نیز حضور داشتند، کیارستمی در ابتدا در پاسخ به انتقادی در خصوص شیوه فیلمسازی اش گفت: این یک شیوه نگاه به سینماست. من با هیچکس دشمنی ندارم و مخالفانم هم حق دارند فیلم های من را نپسندند اما من به حرف های آن ها گوش می دهم.
وی در ادامه در خصوص فیلم به نمایش درآمده اش گفت: دوربین های ما درABC  آفریقا قرار نبود برای این فیلم تصویربرداری کنند. ما برای دیدن جا رفته بودیم و صرفا برای بازبینی محل تا در آینده فیلمی تهیه شود. ما بعدا تصمیم گرفتیم که این راشاها را به فیلم تبدیل کنیم.
کیارستمی اضافه کرد: مجموعا در دو تا از فیلم هایم یکیABC  آفریقا و دیگری کلوزآپ شانس این را داشتم که خودم را ازمیزانسن های پیچیده رها کنم. در این فیلم هم دوربین 360 درجه می چرخید و این یک گزارش واقعی بود از آنچه ما شاهدش بودیم. وفاداری به فضایی که در آن هستیم ما را از میزانسن های تصنعی و قراردادی بی نیاز می کند. ما در ساخت فیلم آزاد بودیم و فکر می کنم اگر فیلم اعتباری دارد دقیقا به همین دلیل است.
این کارگردان در ادامه عنوان کرد: این تجربه ای است که برای تمام فیلمسازان مستند می تواند اتفاق بیفتد و بنابراین این امتیاز را برای خودم ثبت نمی کنم.
وی در پاسخ به این سوال که چرا تا به این حد سادگی در آثارتان وجود دارد، گفت: رسیدن به سادگی خیلی ساده نیست و برای آن باید از همه پیچیدگی ها رها باشیم. نداشتن امکانات یکی از شانس های بزرگ فیلم سازان ایرانی است. اینجا برای فیلمسازان و عکاسان بهشت است چون هزاران موضوع برای کار هست.
با تمام محدودیت ها شانس تعدد موضوع داریم . من هم در ساخت فیلم هایم فرمول خاصی بلد نیستم اما در فیلم های کم هزینه سازنده صداقتی دارد که به ساخت یک اثر ساده منجر می شود.
  کیارستمی در جواب سوالی با این مضمون که چرا فیلم هایی جشنواره ای می سازد گفت: ما مشکلی با سینمای بدنه نداریم. به هرحال مردم به سرگرمی احتیاج دارند و اگر رقابت را تلویزیون کمتر کند شاید این شانس برای سینما بماند. اما در جشنواره ها فیلم هایی انتخاب می شود که توفیق عمومی ندارند و در واقع آن ها سینمایی از نوع دیگر را حمایت می کنند؛ سینمایی که شانس نمایش ندارد و من نمی دانم چرا اینقدر با این امر مخالفند. این ها را می گویم برای اینکه سینمای جشنواره ای بیشتر ساخته شود.
وی درباره میزان مستند بودن فیلمش گفت: شاید از آنجا که آدم ها در کشورهای جهان سوم با دیدن دوربین نشاطی دارند که در مواقع عادی ندارند، می توان گفت نه همه اما 80 درصد فیلم مستند بوده است و من بیش از این توقع ثبت واقعیت را ندارم. من یک فیلمساز مستند نیستم اما به این سینما وابسته ام و مابین هرچند فیلم داستانی ام یک مستند هم ساخته ام تا از لوکیشن های تصنعی و گریم پرهیز کنم و آدم های واقعی را از یاد نبرم.
کیارستمی درباره اینکه تحقیق در آثارش تا چه حد حضور دارد، گفت: تحقیق یک کار کاملا علمی است اما یکی از شیوه های نزدیک شدن به مستند این است که یک گروه داشته باشیم و نتایج تحقیقات را باریمان بیاورند اما یک شیوه دیگری مثل همین فیلم ABC  آفریقاست که با وجود داشتن ایراد و اشکال ذهنمان را در واقعیت های موجود دخالت نمی دهیم. هر دو شیوه پذیرفتنی است اما نمی دانم کدام را باید اعمال کرد.
وی در پایان به برپایی ورک شاپ هایش اشاره کرد و گفت: اولین بار در سیسیل به دعوت دانشجو ها ورک شاپ برگزار کردیم که روز به روز ادامه پیدا کرد و نهایتا 12 روز شد. بعد از آن سالی 4 تا5 ورک شاپ در جاهای مختلف دارم و در ایران اولین بار تابستان سال گذشته بود که در مجموعه سعدآباد با حضور 80 دانشجو برگزار شد و د رنهایت 80 فیلم درباره فرش تولید شد که به نظرم کارهای خوبی بودند اما متاسفانه  هیچ کس از شرکت فرش برای دیدن فیلم ها نیامد.
در هیچ ورک شاپی دانشجویان هزینه ای نمی دهند اما متاسفانه در ایران اینطور نیست و این را می گویم که نهادهای توانمند با قبول پرداخت این هزینه ها به دانشجویان کمک کنند تا به صورت رایگان در این کلاس ها شرکت کنند.
وی همچنین گفت که هرسال  سه نفر از دانشجویان برتر در ورک شاپ را 15 روز رایگان به یک مدرسه سینمایی در تولوز خواهم برد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم آبان 1386ساعت 14:30  توسط دوستداران عباس  | 

عباس کیارستمی گفت :احساس می کنم که نسبت به گذشته به هرحال ساده تر شده‌ام.ووقتی به مجموعه کارهایم نگاه می کنم به نظرم این سادگی به مرور درآنها افزایش یافته است.

.به گزارش خبرگزاری هنر کیارستمی که به مناسبت برپایی نمایشگاهی از برخی عکس‌هایش، به همراه آثاری از ویکتور اریسه‌ی اسپانیایی در مرکز ژرژ پمپیدوی پاریس،به این شهر سفر کرده است در گفت وگویی با خبرنگاران افزود :hگر ما به خودمان عمیقا وفادار باشیم سادگی از نظر ما یک جریان طبیعی‌ محسوب می شود .ماهمیشه درابتدای فکر می‌کنیم باید پرگویی کرده و پیچیده بگوییم. بخشی از این را هم از تماشاگرها یاد می‌گیریم و بخشی را هم از منتقدین .منتقدینی که تصور می کنند وقتی اثری پیچیده است خالق آن از دانایی بیشتری برخوردار است وبهتر کار می کند.

وی تاکید کرد :این روزها موفقیت هیچ جوری مدیون و مرهون سادگی نیست. الان در کشوری مثل فرانسه، که مهد هنروتمدن است و در زمینه سینمامدعی است ، دراین سینما بیش از نود درصد از سینماها فیلم‌های پیچیده، تکنیکی، پرهیجان و بشدت توخالی نشان می‌دهند.

می‌توانم بگویم فیلم‌های هالیوودی تمام سینماهای جهان را تسخیر کرده‌اند.

کیارستمی تاکید کرد :طبیعتا وقتی هنری به شعر نزدیک شود ماندگارتر است. من در کتابخانه ی خودم فقط کتاب‌هایی را بخشیده‌ام که کتاب‌های غیرشعری بوده اند . کتاب‌های شعرم مندرس‌ترین کتاب‌هایی‌ست که در کتابخانه دارم؛ برای این‌که به آنها بارها و بارها مراجعه کرده‌ام. شعر را کسی نمی‌تواند بگوید: من خواندم و فهمیدم. شعر پیچیدگی‌ها و سادگی‌های خودش را دارد و عمر طولانی‌تر و درازتری دارد. مثل شعری که از حافظ می‌خوانی، شعری که صدها سال پیش سروده شده است ، یا از سعدی و همین‌طور از تمام شعرای کلاسیک ما. بنابر این، شعر نسبت به سایر هنرها ماندگاری‌ای دارد که بقیه ندارند.

وی تصریح کرد : بقیه‌ی هنرها این‌قدر ماندگاری ندارند. شعر یک فتواست، در واقع بیان حال شاعر است در شرایط اجتماعی ای که زندگی می‌کرده و با تأثرات خاص خودش و با زبان شاعرانه‌ی خودش بیان شده است . برای همین هم با آن‌که سال‌ها گذشته هنوز به دل ما می‌نشیند.

کیارستمی تصریح کرد :هنری که پس از چندسال باقی نماند، به نظر من هنر نیست. در مورد سینما هم می‌گویند که یک فیلم لااقل باید سی سال عمر کند. موسیقی کلاسیک، همان‌طور که می‌دانید، تنها موسیقی‌ای‌ست که همیشه شنیدنی‌ست و همیشه ماندگار است.. عمر طولانی یکی از ملاک‌های جدی، واقعی و درست راجع به ارزیابی هنر است. فیلم را نه به تعداد تماشاگرانش، نه به موفقیت‌های هنری‌اش، نه به جایزه‌هایش و نه به نقدهای مثبت و منفی‌اش می سنجند.همه‌ی اینها البته برای بقای هنرمند و امکان ادامه‌ی کارش مؤثر است،

وی تاکید کرد :حرف آخر را به نظرم فقط «زمان» می‌زند. اگر اثری بعد از سی سال ماندگار شد، جایی که در واقع حق مؤلف هم از آن حذف می‌شود و مؤلف دیگر حقوقی پیدا نمی‌کند، آن موقع است که حقیقتا تازه می‌توانیم بگوییم مخاطب عام دارد یا به اسم میراث می‌رسد به دیگران. آنجاست که اثر ماندگار است. به این دلیل می‌گویم حتا سینما هم، که ظاهرا این روزها خیلی دور از شعر است، می‌باید ارزش‌های شاعرانه در آن زیاد شود برای تشخیص درست بودن یا غلط بودنش.

+ نوشته شده در  جمعه ششم مهر 1386ساعت 20:43  توسط دوستداران عباس  | 

 

یکی از فیلمسازان جوان استرالیایی  حاضر درجشنواره اوبرن استرالیا گفت : وقتی متوجه شدم که بر اساس برنامه نمایش آثار، فیلم من پس از اثر کارگردان مورد علاقه ام عباس کیارستمی به نمایش درخواهد آمد از خوشحالی در مرز جنون قرارگرفته بودم.

به  گزارش سرویس بین الملل راه فیروزه به نقل از ایپوک تایمز،آدلاید درحاشیه جشنواره اوبرن افزود :به خصوص که این فیلم دومین اثر من به شمار می آمد و هیچ وقت فکر نمی کردم که چنین اتفاق بزرگی برای آن بیافتد. 

جشنواره  بین المللی فیلم کودک و نوجوان اوبرن از جمله جشنواره هایی به شمار می آید که در آن انتزاع رنگ و نور با توجه به اینکه جامعه کودک و نوجوان مخاطب اصلی آن بشمار می آید، غوغا کرده است.

استفاده از انواع تکنولوژی های ممکن در صنعت سینما و برپایی جشنواره ها، ارتباط قوی رسانه های ارتباط جمعی با کودکان و نوجوانان، دانش آموزان و ... نیز از جمله مواردی است که در برگزاری فستیوال بین المللی فیلم کودک به شدت به آن توجه می شود.
ضمن اینکه مسئولان برگزار کننده این جشنواره همواره تاکید دارند که چنین محفلی باید به عنوان یک مرجع کاملا مطمئن و جامع برای معرفی ابزارهای فرهنگی از جمله سینما و انیمیشن برای تبادل نظر میان گروه های مختلفی که برای کودکان و نوجوانان سراسر دنیا فعالیت می کنند، به تمام فیلم سازان و تهیه کنندگان کودک معرفی شود.
نکته جالب توجه در این جشنواره بخش بازار آن است. در این بخش کالاهایی به شدت مخاطب پیدا می کنند و معمولا در زمره پرفروش ترین فیلم ها قرار می گیرند که به طور خاص به آموزش و رفع مشکل کودکان و نوجوانان در سطوح مختلف بپردازد.
جشنواره بین المللی فیلم کوذک و نوجوان اوبرن در سال 1998 به عنوان نقطه آغاز توسعه و اتحاد میان فرهنگ ها با هدف آشنایی بیشتر کودکان با فرهنگ های مختلف، رسانه ها و نفش دنیای سینما در تبیین و تصحیح مفاهیمی همچون تبعیض نژاد، فرهنگ، سیاست، اجتماع و اقتصاد در استرالیا، آغاز به کار کرد.
سال گذشته نیز بالغ بر 2 هزار دانش آموز از سراسر استرالیا در این جشنواره بین المللی شرکت کردند و درباره آثاری که از سراسر دنیا به این جشنواره راه یافته بودند اظهار نظر کردند.
فضای متاثر کننده این جشنواره در کنار استفاده خاص از رنگ و نور برای جلب مخاطب موجب شد تا آثار به نمایش در آمده در بخش های مختلف جشنواره بیش از پبیش بر بیننده های خاص و عام آنها اثر بگذارد و با سهولت بیشتری پیام های نهفته در این فیلم ها به سراسر دنیا منتقل شوند.
امسال نیز این فستیوال با 350 اثر رشیده به دبیرخانه جشنواره کار خود را آغاز کرد که نزدیک به 88 فیلم کوتاه و بلند از 41 کشور در بخش مسابقه شرکت کردند. همچنین کارگاهی برای آموزش و آشنایی بیشتر کارگردان ها و علاقه مندان به دنیای سینما با شیوه های مدرن و صحیح فیلم سازی کودک و نوجوان برگزار شد که همین موضوع به به زودی تحولات بسیاری را در عرصه فیلم کودک و نوجوان ایجاد خواهد کرد.
وحید واحد، دبیر جشنواره فستیوال بین المللی فیلم کودک و نوجوان با اشاره به اهداف جشنواره گفت: این فستیوال نقطه عطفی برای فعالیت کودکان و نوجوانان در کنار فیلم سازان جوان حرفه ای در منطقه و یا سراسر دنیاست. در واقع چنین جشنواره هایی نقش یک پل رابط میان فیلم سازان آماتور و صنعت سینمای حرفه را بازی می کند.
ترکیب جوان اعضاء هیات داوران جشنواره نیز یکی دیگر از خصوصیات منحصر به فرد فستیوال بین المللی فیلم کودک ونوجوان آبرون به شمار می آید.
یکی از اعضاء هیات داوران جشنواره که بیشتر از 6 سال سن نداشت و در یکی از مدارس محلی سیدنی تحصیل می کند نیز اظهار داشت: همه کسانی که برای دیدن کارهای ارائه شده به در محل نمایش فیلم های جشنواره حضور داشتند در کنار اعضاء هایت ژوری از فیلم هایی که درجریان برپایی فستیوال به نمایش درآمده بود احساس رضایت می کردند به خصوص که آثار کارگردان های مورد علاقه ما نیز از سرتاسر دنیا در این جشنواره اکران شد.
وی در ادامه افزود: نکته جالب توجه این بود که با وجود فیلم سازان و کارگردان های بسیار معروف و مشهور ما به عنوان هیات داوران باید بهترین و شایسته ترین اثر را انتخاب می کردیم. همین موضوع باعث می شد تا حس ترس و اعتماد به نفس را توام با هم تجربه کنیم و احساس کنیم رای ما واقعا قابل احترام و سرنوشت ساز است.
گفتنی است، فیلم داستانی "صفر" ساخته سجاد شاهدی از ایران نیز به عنوان بهترین فیلم بخش جوانان 15 تا 22 انتخاب شد.
+ نوشته شده در  سه شنبه سوم مهر 1386ساعت 14:57  توسط دوستداران عباس  | 

فرهنگ وانديشه-‌ دكتر محمد صنعتي نويسنده، پژوهشگر و روانشناس درباره عباس كيارستمي، فيلمساز نامي‌سينماي ايران كتابي را منتشر مي‌كند.
صنعتي با اعلا‌م اين خبر به حيات‌نو گفت: هنوز فرصت نكرده‌ام تا مقالا‌ت ونوشته‌هايم را درباره كيارستمي دسته‌بندي و چيدمان دهم. بايد سرفرصت تمام نوشته‌ها را بازنگري كنم و آنها را به صورت كتاب دربياورم.
محمد صنعتي كه پيش از اين كتاب مفصل و جامعي درباره آندره تاركوفسكي، فيلمساز شهير روس منتشر كرده است، گفت كه تا دو سه هفته ديگر براي اتمام كتابش درباره كيارستمي، اقدام مي‌كند.صنعتي علا‌وه بر تحقيق و پژوهش‌هاي سينمايي، در مباحث نقد ادبي نيز كتاب‌هايي را منتشر كرده است.او مدت‌هاست كه قول چاپ كتاب جديد خود دراين زمينه را داده است: «كتاب مجموعه مقالا‌تم را هنوز براي انتشار آماده نكرده‌ام. واقعيت اين است كه تنبلي كرده‌ام و كارهايم نيز زياد است.» برخي از اين مقالا‌ت قبلا‌ در برخي نشريات به چاپ رسيده است.همچنين اين روانشناس و محقق در حال جمع‌آوري گفت‌وگوهاي خود براي انتشار به صورت كتابي است: «مجموعه گفت‌وگوهايي را كه در زمينه تاويل‌هاي روانشناختي انجام داده‌ام، جمع‌آوري كرده‌ام و پس از بازنگري بايد آماده چاپ كنم.» وي درباره علت تاخير در انتشار كتاب‌هايش توضيح داد: «اخيرا يك مقدار تنبل شده‌ام. هم كارهاي دانشگاهي وهم برخي كارهاي ريز و درشت ديگر است كه مجالي به من براي آماده كردن كتاب‌هايم نمي‌دهد. اين دو كتاب (مجموعه گفت‌وگوها و مجموعه مقالا‌ت) را بايدتا خردادماه براي چاپ آماده مي‌كردم كه نشد.»صنعتي همچنين اعلا‌م كرد كه هنوز براي انتشار اين كتاب‌ها ناشر خاصي را در نظر ندارد.
 
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم مرداد 1386ساعت 12:10  توسط دوستداران عباس  | 


 


اعتماد ملي- طاهر جمشيدزاده: عباس كيارستمي هميشه خبرساز است، اما اين روزها پرخبرتر از هميشه است. او از ساختن فيلم جديدش در حومه تهران خبر مي‌دهد كه هنوز نامش را اعلا‌م نمي‌كند و مي‌گويد به موقع نامش را اعلا‌م خواهم كرد. وي همچنين از انتشار قريب‌الوقوع <سعدي به روايت كيارستمي> كه مراحل حروفچيني، ليتوگرافي و... را پشت سر گذاشته و به‌زودي توسط انتشارات نيلوفر راهي كتابفروشي‌ها خواهد شد خبر داد.

بارها و بارها با منزل عباس كيارستمي تماس مي‌گيرم، اما كسي گوشي را بر نمي‌دارد تا اينكه روز پنجشنبه، صداي او را از گوشي تلفن مي‌شنوم، همان صدايي است كه در فيلم مستند <وقت خوب مصائب> ساخته ناصر صفاريان درباره احمدرضا احمدي حرف مي‌زند. پس از احوالپرسي يك‌راست مي‌روم سراغ حافظش و نقدهايي كه ديگران درباره حافظش نوشته‌اند.

او مي‌گويد: <من خودم واقعا درباره اين كار نظري ندارم و بيشتر دوست دارم نظر ديگران را بشنوم. مي‌خواهم بيشتر شنونده باشم تا نظردهنده.

از نحوه شكل‌گيري كار مي‌پرسم، اما جوابي كه مي‌شنوم كمي متفاوت است: يادم نيست ايده و فكر اصلي از كجا آمد، ولي يك كار است و حافظ با حافظ جمع نشده است. نبايد زياد جدي گرفت.

توصيه كيارستمي به جدي نگرفتن كار است، اما ديگران جدي‌اش گرفته‌اند و يكي از آنها <آيدين آغداشلو> است كه نقدش در روزنامه اعتماد ملي منتشر شد.

او گفته بود: <كيارستمي به عنوان يك نويسنده قرن بيست‌ويكمي با حافظ برخورد مدرنيستي انجام داده، حالا‌ در چارچوب هايكو> نظرش را درباره همين جمله آيدين آغداشلو مي‌پرسم، مي‌گويد: <همان‌گونه كه جناب آيدين اشاره كرده‌اند بايد امروز با <ديدي نو> و <مدرن> به جامعه، پيرامون و قضايا نگريست.>

وقتي كيارستمي از ديد نو و مدرن مي‌گويد، ياد جمله‌اي مي‌افتيم كه در صفحه اول حافظ به روايت كيارستمي نقش بسته است: <بايد مطلقا مدرن بود> از آرتور رمبو شاعر برجسته فرانسوي.

از رمبو مي‌پرسم و كيارستمي مي‌گويد: <من صاحبنظر نيستم و به اندازه بقيه دوستان كه ترجمه شعرهاي ايشان را خوانده‌اند با ايشان آشنا هستم و بيشتر شعرهايي را كه در مورد آسمان پاريس گفته، مي‌پسندم.> بحث را به همان جمله‌اي مي‌كشم كه بر صفحه اول كتاب حافظ به روايت كيارستمي نقش بسته است.

او مي‌گويد: به نظر من بايد پيشوند <بايد> را هم از اين جمله برداشت و حذف كرد. بايد اين <بايد> را برداريم و تكليف را روشن‌تر كنيم. در واقع مي‌خواهم به شما بگويم كه اگر مدرن نباشيم مثل اين است كه نفس نكشيم. ‌

درست است كه اين روزها حافظ كيارستمي پرفروش‌شده است و پرآوازه و كتابخوانان منتظر سعدي او هستند، اما مگر مي‌شود با كيارستمي صحبت كرد و از سينما چيزي نپرسيد. ‌

كيارستمي مي‌گويد: يك كاري را در حومه تهران دارم انجام مي‌دهم كه به موقع نامش را اعلا‌م خواهم كرد اما يك پرسش ديگر هم مانده است؛ از فيلمي كه <ژوليت بينوش> قرار بود در آن بازي كند چه خبر؟ ‌

كيارستمي مي‌گويد اين كار سر جاي خودش است. البته به زمان ديگري موكول شده است و ان‌شاءا... بهار آينده كليد خواهد خورد.

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم تیر 1386ساعت 8:35  توسط دوستداران عباس  | 

 

 

آرشيوي از اشك‌هاي زنان بازيگر

«عباس كيارستمي متفاوت‌ترين كارگردان ايران محسوب مي‌شود.» اين تعريفي است كه همواره تمامي اهالي هنر در مواجهه با نام كيارستمي بيان مي‌كنند. تلاش براي نشان دادن اين تفاوت گاه به آفريدن آثاري عجيب و جنجال‌برانگيز منتهي مي‌شود.

آخرين كار كيارستمي نيز از اين قاعده مستثني نيست. تهيه آرشيوي از اشك‌هاي زنان سينماگر ايران مي‌تواند يك پرونده متفاوت و جديد در كارنامه سرشار از تفاوت عباس كيارستمي باشد.

«گريه‌ها» يا به قولي «شيرين» آخرين ساخته هنوز ناتمام عباس كيارستمي است. اين فيلم تقريباً حدود 100 زن بازيگر سينماي ايران را در بر گرفته است كه احتمالاً به كامل‌ترين آرشيو زنان بازيگر معاصر بدل مي‌شود.

قسمت‌هايي از اين فيلم كه در بخش 100 ثانيه امسال جشنواره فيلم كن به نمايش درآمد، تحسين علاقمندان كيارستمي و انتقاد مخالفانش را در پي داشت. هنوز تدوين كامل اين فيلم به اتمام نرسيده و همه اهالي سينما در انتظار ديدن جديدترين فيلم كيارستمي‌اند.

در اين فيلم بيش از 90 نفر از زنان بازيگر ايفاي نقش مي‌كنند كه نظرات تعدادي از آنها را مي‌خوانيد.

اليكا عبدالرزاقي

متأثر شدم ... فقط همين

اليكا عبدالرزاقي با روي خوش مي‌گويد: همه ما منتظر همان كاري بوديم كه محسن مخملباف در «سلام سينما» كرد اما اصلاً چنين اتفاقي نيافتاد. كاملاً فضا و داستان متفاوت بود. عباس كيارستمي به بازيگران زنگ نزده بود كه بيائيد اينجا و گريه كنيد. همه گريه كردن بلد هستند. كيارستمي برايش تأثري كه از دل بربيايد مهم بود. در سري اولي كهاز دوستان دعوت كردند، با پخحش يك موزيك، تأثر و حس غم موجود در چهره بازيگر را گرفتند و در سري دوم از ما خواستند تا در ذهن خود فيلمي را ببينيم و تحت تأثير تصورات ذهني خود قرار بگيريم. تنها موردي كه مطرح شد، اين بود كه آقا كيارستمي به ما تأكيد كردند كه اين فيلم ذهني يك ملودرام است.

من گريه نكردم اما بشدت متأثر شدم ... فقط همين. نمي‌دانم تحت تأثير جو بود يا فيلم پيانيست پولانسكي كه چند روز قبل ديده بودم. اما در كل تجربه خوبي بود. مخصوصاً حضور آقاي كيارستمي در اين فيلم دليل محكمي براي حضور من بود.

شيوا ابراهيمي: اصلاً گريه نكردم

«به يك كاغذ بالاي دوربين خيره شدم و تحت تأثير فيلم ذهني‌ام قرار گرفتم، اما گريه نكردم.»

شيوا ابراهيمي مي‌گويد: عباس كيارستمي از من خواست در فيلم ذهنيم مانند يك فيلم دو ساعته سعي كنم تمام حس‌هايم را در صورتم داشته باشم. تمامي بالا و پايين‌هايي كه در يك فيلم ممكن است وجود داشته باشد. فقط با اين نكته كه قرار است آخر فيلم غم‌انگيز تمام شود.

منطقي است كه در حين ديدن يك فيلم كسي ممكن است گريه كند و نفر ديگر تنها متأثر شود. عباس كيارستمي به دنبال گرفتن فيلمي از گريه‌ها نبود. فكر مي‌كنم آقاي كيارستمي فقط مي‌خواست تأثر ما را به تصوير بكشد.

به عقيده من در سري اول چون همه بچه‌ها تحت تأثير موسيقي قرار گرفته بودند، به شدت گريه كرده‌اند اما در سري دوم تعداد دوستاني كه گريه كرده بودند، زياد نبود.

اگر كيا رستمي نبود؟

شيوا ابراهيمي با قدرت مي‌گويد: من كسب تجربياتي اين چنيني را دوست دارم جون به عقيده من هر بازيگري بايد تجربيات مختلفي را در كارنامه كاري خود داشته باشد. درست در دو هفته قبل يك فيلم ساز تازه كار براي ساخت فيلمي درباره صلح از من و خيلي از دوستان دعوت به كار كرد كه در اپيزودهاي كوچكي درباره صلح صحبت كنيم. داشتن اين تجربيات براي يك بازيگر خوب است و چه بهتر كه با حضور كارگرداني چون عباس كيارستمي باشد.

مريم كاوياني: حسابي گريه كردم

مريم كاوياني با گفتن اين موضوع كه تغيير چهره‌اش در هنگام گريه برايش مهم نيست، ادامه داد: شما خودتان مي‌گوييد بازيگر، يك بازيگر صورت و چهره‌اش برايش مهم نيست، انجام كار با كيفيت برايش مهم است. براي من هم مهم نبود كه وقتي گريه مي‌كنم زشت مي‌شوم يا زيبا.

متأسفانه در هنگام اولين دعوت ايران نبودم اما در دعوت دوم افتخار حضور در پروژه عباس كيارستمي را داشتم. تصوير ذهني‌اي كه عباس كيارستمي از بازيگران گروه دوم مي‌خواست، يك تصوير تلخ بود و من به شدت گريه كردم.

راستش من هنوز شوكه‌ام. كار با عباس كيارستمي آنقدر سريع و كوتاه و لذت‌بخش بود كه من همواره به حضور در فيلم ايشان افتخار مي‌كنم.

هانيه توسلي: اصلاً گريه نكردم

هانيه توسلي كوتاه و خشك جواب مي‌دهد: من گريه نكردم. نه در سري اول و نه در سري دوم چون هميشه به سختي گريه مي‌كنم. آقاي كيارستمي هم از ما گريه نخواستند. اين فيلم بسيار عجيب و غيرقابل باور بود. بايد صبر كنيم تا فيلم را بعد از تدوين ببينيم.

ليلي رشيدي: به خدا گريه نكردم

ليلي رشيدي با صداي شادي مي‌گويد: كيارستمي يك اتفاق است يك معجزه و اين كه من را براي حضور در يكي از اين اپيزودها انتخاب كردند، يك افتخار بود. من در ميان اين بازيگران كسي نيستم و از حضور در اين فيلم به شدت ذوق‌زده شدم و بي‌صبرانه منتظر ديدن اين فيلم هستم.

رشيدي گريه نكرده است: كيارستمي به ما نگفت بنشينيد و حتماً كريه كنيد. گفت سعي كنيد در هنگام ديدن فيلم ذهنيتان غمگين شويد. من فقط غمگين شدم، به خدا گريه نكردم.

رويا تيموريان: توضيحي نمي‌دهم

رويا تيموريان توضيح خاصي نمي‌دهد و مي‌گويد: من از لحاظ حرفه‌اي و اخلاقي اجازه ندارم هيچ توضيحي درباره فيلم بدهم. قرار بود اين فيلم يك فيلم كوتاه درباره زنان مقابل دوربين ايران باشد اما بعداً قرار شد به يك فيلم 90 دقيقه‌اي تبديل شود.

عباس كيارستمي در عرصه بين‌المللي افتخار سرزمين ماست و كار با ايشان جدا از يك تجربه، يك افتخار براي من تلقي مي‌شود. اين فيلم تاريخچه تقريباً كاملي از زنان بازيگر معاصر ايران است.

السا پيروزآذر: فقط به خاطر كيارستمي

پيروزآذر كه فقط غمگين شده بود، مي‌گويد: قرار بود فقط ما نسبت به فيلمي كه در ذهنمان بود، ري‌اكشن نشان مي‌داديم و الزامي به گريه نبود، من هم گريه نكردم.

اليسا پيروزآذر هدفش را فيلمسازي مي‌داند: براي من مهمتر از حضور داشتن در فيلم كيارستمي، آشنايي با شيوه كاري ايشان بود. كيارستمي هميشه جوري از بازيگرانش فيلم مي‌گيرد كه انگار فقط يك دوربين مخفي در كار است. رابطه عجيب و جالب اين كارگردان با بازيگرانش خيلي متفاوت‌تر از بقيه كارگردان‌هاست. من فقط به خاطر كيارستمي در اين اپيزود حاضر شدم.

ثريا قاسمي: حرفي نيست

ثريا قاسمي بابي‌حوصله‌گي تنها به دادن پاسخي كوتاه بسنده كرد: من چيز زيادي نمي‌دانم فقط 10 دقيقه مهمان كيارستمي بودم. صبر كنيد تا فيلم را ببينيد.

حميد خيرآبادي: نفهميدم آخرش چي بود؟!

حميده خيرآبادي برخلاف دخترش با رويي گشاده گفت: من آنجا هيچ كس را خيلي نمي‌شناختم. آقاي كيارستمي از من دعوت كرد تا در فيلم حضور داشته باشم و فقط يك توضيح كوتاه به من داد: خيال كن تصويري مي‌بيني و بعد عكس‌العمل نشان بده. فقط يادت باشد اين فيلمن غم‌انگيز است.

راستش نفهميدم چه جوري بود. فكر مي‌كنم مي‌خواهند فيلمي بسازند و بعدها يادي از ما بكنند. من دوست داشتم آقاي كيارستمي بنشيند و دليل ساختن اين فيلم را براي من توضيح دهند اما انگار رول كار چيزي ديگر بود اما در كل از كار با آقاي كيارستمي راضي بودم.

عوامل گريه‌ها (شيرين)

دستيار كارگردان و برنامه‌ريز: هديه تهراني

مدير تصويربرداري: هومن بهمنش

طراح گريم: مهرداد ميركياني

مدير توليد و فيلمبرداري پشت صحنه: حميده رضوي

دستيار دوم كارگردان: ميترا آقاميري

اجراي گريم: راحله نعمت‌زاده

عكاس: گلاره كيازنده

گروه فيلمبرداري: نيما دبيرزاده، آرش صادقي، روزبه رايگا

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم تیر 1386ساعت 18:7  توسط دوستداران عباس  | 

حافظ كيارستمي، تداوم گذشته در اكنون - آيدين آغداشلو،اعتماد ملي


--------------------------------------------------------------------------------

خب، عباس كيارستمي ديوان حافظ شيرازي را ورق زده و هر مصراعي را كه دوست داشته تقطيع كرده و در يك صفحه آورده است- و همين. الباقي هم پيله كردن به اوست و تعصب‌ورزيدن.


احمد شاملو هم سال‌ها پيش ديوان حافظ را ويراستاري كرد و برابر دلخواهش فاصله و نقطه و ويرگول گذاشت در هر جا كه لا‌زم ديد و پيشنهاد كرد كه شعر اگر اين طور خوانده شود بهتر است، يا آسان‌تر فهميده مي‌شود و يا به زبان و وزن طبيعي ذهن حافظ نزديك‌تر است. اين هم اداي ديني بود از سر دلبستگي و سرسپردگي تمام و آن همه تندي و توهين و تحقير و قلمفرسايي لا‌زم نداشت.


ديوان حافظ در زمان حياتش تدوين و گردآوري نشد و ماند به سال‌هاي بعد كه ظاهرا محمد گلندام- شاگردش- اين مهم را بر عهده گرفت و در طول 600 و اندي سال ديوان به دست كاتبان باسواد و بي‌سواد تحرير شد و حذف و اضافات بسيار به خود ديد تا رسيد به دست ما و كم نبودند عاشقاني مانند مسعود فرزاد كه مي‌خواستند همه نسخه‌هاي خطي حافظ را يكجا جمع كنند تا برسند به <حافظ اصلي!> و غافل از اينكه <حافظ اصلي> در زمان حافظ هم <قطعي و اصلي> نبود و او خود در دوران حياتش، بخش‌هايي از شعرهايش را تغيير مي‌داد و تصحيح مي‌كرد.


اما حالا، چند ديوان حافظ قابل اطمينان در دست است؛ از حافظ محمد قزويني و قاسم غني تا حافظ خانلري و سايه و ديگران. و صاحب مشكلي مانند مجموعه رباعيات عمر خيام نيستيم كه ندانيم حتي در همين هفتادوچند رباعي باقيمانده از او، رباعي‌هاي الحاقي كدامند و اصلي‌ها كدام. قرائت‌ها و پيشنهادهاي تازه و حتي چاپ منتخبات گلچين شده برحسب سليقه‌هاي مختلف، امر نادري در دوران ما نبوده است و مگر، مثلا‌، تاريخ بيهقي را سعيد نفيسي نقطه‌گذاري و ويرگول‌گذاري نكرد و آيا در نثر دوران ابوالفضل بيهقي نقطه و ويرگول وجود داشت؟ كه در نثر درخشان او، وزن طبيعي جمله بود كه مكث‌ها و توقف‌هاي لا‌زم را تعيين مي‌كرد. اما سعيد نفيسي هم مانند احمد شاملو- سعي كرد قرائت متن را آسان‌تر كند براي امروزي‌ها. سعي بدي هم نبود. توالي ابيات حافظ را هم اگر احمد شاملو- به زعم خودش- اصلا‌ح كرد، پيشنهادي بود در ميان پيشنهادهاي بسيار، و مي‌دانيم چه بسيارند غزل‌هايي از حافظ كه توالي ابياتشان يكسان نمانده است در نسخه‌هاي مختلف و طول اين چندصد سال.


حالا‌، به يمن كار عظيم محققين معتبر، بدنه اصلي ديوان حافظ را به مثابه يكي از درخشان‌ترين و ماندگارترين ميراث‌هاي تاريخ فرهنگ جهان در اختيار داريم و به همين خاطر، اهل نظر و خلا‌قيت مي‌توانند از آن بهره و شكل لا‌زم را اخذ و دستمايه كار خود كنند. هيچ عيبي هم ندارد. مگر با <هملت> ويليام شكسپير چنين نكردند؟ و مگر از ياد برده‌ايم <جنگ>ها و مجموعه‌هاي منتخب اشعاري را كه در تاريخ ادبيات ايران ثبت شده‌اند و بسياري از هنرمندان و ادبا، بيت‌ها و يا مصراع‌هايي را از كل يك غزل يا قصيده جدا كرده و در يكجا گرد آورده‌اند.


تصحيح، برداشت و انتخاب دلخواه، چه در كار شاملو و چه در كتابچه كيارستمي مسبوق به سابقه است و ايرادي كه ندارد، هيچ، مطلوب هم هست چون هر اثر هنري پس از اتمام، به دست مردم سپرده مي‌شود و تا وقتي كه بدنه اصلي آن حي و حاضر وجود دارد، باكي از چنين تفنن‌هايي نيست.


مثال زيادي هم اين مدعا لا‌زم ندارد چون كافي است نگاهي بيندازيم به هزاران برداشت گوناگون از شاهكارهاي هنر نقاشي و مجسمه‌سازي جهان غرب؛ از <موناليزا>ي لئوناردو تا مجسمه <داوود> ميكل آنجلو و غيرمعقول خواهد بود اگر گريبان فرانسيس بيكن يا پابلو پيكاسو را بچسبيم كه چرا آثار ولا‌سكز بزرگ را اينچنين تغيير داده‌اند.


اما عباس كيارستمي شعر حافظ را كه تغيير نداده است، تنها مصراع‌هايي را انتخاب و دوباره تقطيع كرده است. كاري كه به خودي خود هم سابقه دارد و هم توجيه.


تقطيع مصراع‌هاي غزل‌هاي حافظ در <حافظ كيارستمي>، بر مبناي تصور هميشگي او از خلا‌صه‌گرايي - مينيماليسم - شكل گرفته است و به همين خاطر است كه مجموعه اشعار خود او هم - كه حرف عمده و جايگاه خاصي هم ندارد - از چنين قالبي برخوردار است. ظاهرا كيارستمي تصور <مينيماليستي>اش از سينما را - كه در تك‌گويي مفصلش در ضميمه فيلم ده به صراحت آورده - در نقاشي و شعر و ويدئوآرت هم به كار گرفته و بسط داده است. از همين جاست كه قالب <هايكو>ي ژاپني را دوباره كشف مي‌كند كه كشف ديرهنگامي است، چون اديبان و شاعران ما در چهار دهه گذشته، آن‌قدر به اين قالب قديمي توجه كردند و علا‌قه نشان دادند تا تبديل به رداي رايج و مندرسي شد و رفته‌رفته به حاشيه رفت. سادگي و كوتاهي قالب هايكو - يا هوك‌كو - كه 17 هجا و 3 مصراع داشت و كوتاه‌تر از قالب <تانكا- > كه پنج مصراع داشت - بود، براي بسياري زمينه‌ساز شد و از اين ميان عباس كيارستمي توانست در شعرهايش با قالب هايكو ارتباط درست و عميقي را برقرار كند و از سمت و سوي <مينيماليستي> و خلا‌صه‌گراي خود به آن نزديك شود.


منتخب اشعار حافظ كيارستمي از اين زمينه گزينشي مي‌آيد در بازنويسي و تقطيع مصراع‌ها، او بيشتر به تصويرهاي خالص و مجرد و كوتاه نظر داشته و اكتفا كرده است. نفس اين كار، يعني مجزا كردن يك نشانه يا مفهوم از ساختار عتيق خود - مانند جدا كردن يك تكه كاشي نفيس از بافت كلي‌اش در يك ساختمان ششصدساله - و قرار دادن آن در زمينه جديد، رفتاري پست‌مدرنيستي است كه اگر تداوم جريان <گذشته> را در <اكنون> ممكن و تسهيل كند، مي‌تواند معاصر و به روز و مفيد هم باشد و از تصور تك‌قرائتي بودن شاهكارهاي ثابت و ايستاي فرهنگ بشري بكاهد و دريافت‌ها و قرائت‌هاي متفاوت را رواج دهد. آشكار است كه هر اثر بزرگي- مانند ديوان حافظ شيرازي- في‌نفسه اثري است با وجوه و لا‌يه‌هاي بي‌شمار؛ لا‌يه‌هايي كه در ذهن خلا‌ق او حضور و وجود داشته‌اند و لا‌يه‌هايي كه در طول اين ششصد و اندي سال، شارحان و مشتاقان و مفسران شعر او در آن يافته‌اند- و يا حتي به آن تحميل كرده‌اند- و بر آن افزوده‌اند. آثار بزرگ از اين طريق هم به عمري طولا‌ني دست يافته‌اند و طراوت و تازگي مداوم و پياپي خود را تجديد كرده‌اند. ‌


نوشته‌ام پر شد از توضيح واضحات. اما خواستم توضيح بدهم و روشن كنم كه <حافظ كيارستمي> نوع ناهنجار و موهني نيست كه چنين <غلغله در گنبد افلا‌ك> انداخته است تا جايي كه محققي چون بهاءالدين خرمشاهي را به خاطر نوشتن چند سطر مختصر به جاي مقدمه كتاب، به عذرخواهي و توبه و اداي توضيح واداشته است! ‌


هنرمند بلندآوازه‌اي كه- نه شايد، كه قطعا- مشهورترين و ستايش‌شده‌ترين هنرمند معاصر ايران در خارج از ايران است، در كنار كار اصلي‌اش- ظاهرا سينما- به ده‌ها تجربه مختلف ديگر در اين سال‌ها، روي آورده است و طبيعتا هر هنرمند تثبيت‌‌شده و صاحب <مارك> يا <برند> ديگري، دست به هر كاري بزند، ناچار است كه با ستايش‌ها و مخالفت‌هاي غلوشده و طوفاني مواجه شود و تحمل كند. ‌


اگر چنين هنرمندي- نه به قصد تصحيح و ويراستاري ديوان حافظ كه به قصد يافتن شكل و قالبي تازه كه بتواند ميان شعرهاي حافظ و هايكوهاي ژاپني و مينيماليسم او تلفيق و تجميع ايجاد كند- بخواهد يك <ژانر> يا يك <اثر> هنري پديد آورد، حاصل كار او را نه در عرصه جنجال و هياهوگري، كه در حوزه‌نقد كيفيت خود <اثر> بايد نگاه كرد و سنجيد و به داوري گذاشت. ‌


در <حافظ كيارستمي> به جز مختصري ادا، عيب عمده‌اي نمي‌بينم و اعتقاد دارم اگر من يا هر كس ديگري مي‌خواستيم چنين منتخبي فراهم آوريم، به احتمال قريب به يقين، مجموعه‌اي به كلي متفاوت از آب درمي‌آمد. در عرصه‌اي كه نه <مفهوم> و <معما>ي شعر حافظ ثابت و ايستا بوده است و نه نوع نگاه خواننده‌هاي جست‌وجوگر معاصر همسان و همانند، بهتر است مجال را براي درنگ‌ها و برداشت‌ها و حتي بازيگوشي‌هاي او باز بگذاريم. ‌


حافظ، غزلي را چنين به پايان مي‌رساند: ‌


ديده بدبين بپوشان اي كريم عيب‌پوش ‌


زين دليري‌ها كه من در كنج خلوت مي‌كنم ‌


حافظم در مجلسي دردي كشم در محفلي ‌


بنگر اين شوخي كه چون با خلق صنعت مي‌كنم ‌


و عباس كيارستمي- كه به سند پنجاه سال دوستي و همنشيني با او- مي‌توانم بگويم شعردوست است، حتي اگر شعرشناس هم نباشد، به جاي آن مصاحبه‌طولا‌ني و كسالت‌‌‌‌‌‌‌‌بار در پاسخ به مدعيان، مي‌توانست به همين دو بيت از خواجه شيراز تمسك كند و بگذرد، والسلا‌م

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم خرداد 1386ساعت 2:21  توسط دوستداران عباس  | 

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم اردیبهشت 1386ساعت 12:51  توسط دوستداران عباس  | 

فوري/رونوشت برابر اصل است فيلم جديد كيارستمي با حضور بينوش

عباس كيارستمي فيلم جديد خودرا باحضور ژوليت بينوش خواهد ساخت
به گزارش خبرگزاري هنر کیارستمی به زودی فیلم «رونوشت برابر اصل است» را با بازی ژولیت بینوش در فرانسه خواهد ساخت.
ژولیت بينوش سال گذشته در گفت وگویی با نشريه نيويوركر آن را تام چارین انجام داده ،اظهارات جالبی را درباره حضور درایران عنوان کرده بود
به گزارش خبرگزاری هنر، بینوش در توضيح فيلمي كه با عباس كيارستمي خواهد ساخت گفته بود : من به تهران رفتم تا چند روزي را با عباس كيارستمي بگذرانم. يك روز او داستاني براي من تعريف كرد كه براي خودش اتفاق افتاده بود. وقتي داستان تمام شد از من پرسيد: باورت مي‌شود؟ گفتم: بله، كاملا. بعد خنديد و گفت: همه اين داستان دروغ بود. من خنده‌ام گرفت، حسابي خنديدم. يك بعدازظهر تمام به اين جريان خنديدم... عباس واقعا ديوانه است! او بعد از اينكه ديد مرا گول زده است و من اين همه به اين داستان مي‌خندم تصميم گرفت كه همين داستان را بسازد و ما اين داستان را با هم خواهيم ساخت
تام چارین درادامه مطلب خود گفته بود: البته بعد از اين فيلم‌ها او فيلمي هم با استيو كارل خواهد ساخت. از كار با كيارستمي تا كار با كارگردان <مجرد چهل ساله>، اين برايم عجيب است. بينوش اشاره من را مي‌فهمد و هر دو با هم مي‌خنديم

 

http://www.tiknews.org/display/?ID=41144&page=1

 http://www.cinemayema.com/NewsArticle2159.html

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم اردیبهشت 1386ساعت 20:11  توسط دوستداران عباس  | 

تدريس عباس كيارستمي در منهتن شكستن كليشه‌ها احمقانه‌تر از به كار بردن آنها است -خبرگزاری شهر

 مصايب يك عاشق آشناي غريب‌ از تماشاي فيلم كيارستمي!

 

کارگردان مطرح سینمای تاجیکستان عاشق کیارستمی و فیلم ساختن درایران است

جمشيد عثمانف که يکي از مهم‌ترين فيلمسازان معاصر تاجيکستان ومقيم پاريس است بسيار علاقه منداست تا فيلمي درايران بسازد به گزارش خبرگزاري هنر جديدترين فيلم بلند او به نام «بهشت فقط براي مردگان» ، توليد مشترک کشورهاي فرانسه، آلمان، روسيه...

 

کیارستمی درگفت وگو با روزنامه‌ نيويورک‌ تايمز : مسئولان برخورد خوبی با من دارند ولی ‌ فیلمهايم‌ در سينماها اکران نمی شود

عباس کیارستمی کار گردان مطرح سینما درگفت وگو با روزنامه‌ نيويورک‌ تايمزگفت : مسئولان گرچه‌ بسيار مودبانه‌ با من برخورد مي‌ کنندو برخورد خوبی با من دارند ولی ‌فیلم هاي‌ من‌ در سينماها اکران نمی شوند به گزارش خبرگزاری هنرو....

 

 

حافظ به روایت کیارستمی -لیلی نیکو نظر

معجزه کن...معجزه کن ! ورنه میلاد تو جز خاطره دردی بیهوده چیست؟* حافظ به روایت کیارستمی را خواندم . به نظرم اگر این کار را هر کس دیگری به غیر از کیارستمی انجام می داد و کتاب قطوری را با

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم اسفند 1385ساعت 0:9  توسط دوستداران عباس  | 

 

شعر را بايد مصرع‌-‌مصرع نوشيد

پرويز جاهد

روز جمعه چهارم اسفند يک روز قبل از سفر عباس کيارستمی به نيويورک برای شرکت در برنامه‌ای که برای بزرگداشت او در موزه هنرهای مدرن نيويورک تدارک ديده شده بود، به ديدارش رفتم تا با او در باره کتاب حافظ به روايت کيارستمی که به تازگی در ايران منتشر شده، گفتگو کنم. با اينکه سخت گرفتار و سرگرم فيلمبرداری و تدوين فيلم تازه‌اش(پرتره‌هايی از بازيگران زن سينمای ايران) بود، درخواست مرا برای گفتگو قبول کرد. خانه‌ای با معماری زيبا در محله چيذر، ميدان زر با قاب عکس‌های بزرگ و رنگی کيارستمی که از پشت شيشه اتومبيل در باران و مه گرفته بود و فرم نقاشی‌های آبستره را داشت. سرمای شديدی خورده بود و صدايش خوب در نمی آمد. گفت اگر به تو قول نداده بودم و فردا عازم نيويورک نبودم، حرف نمیزدم.


عباس کيارستمی

نسخه تايپ شده کتاب تازه‌اش(از دست غير فرياد) که منتخبی از اشعار سعدی است، روی ميز بود. اول حافظ و حالا سعدی به روايت کيارستمی. عليرغم اينکه چند ماهی از انتشار اين حافظ می‌گذرد اما تا کنون هيچ مطلب انتقادی و تند و تيزی در باره آن منتشر نشده و آنهايی هم که شفاها مخالفت خود را با انتشار اين کتاب اعلام کردند ترجيح دادند که حرف‌های خود را چاپ نکنند و منتظر واکنش ديگران بمانند.

کيارستمی اما می‌گويد که واکنش مخالفان اهميت زيادی برای او ندارد و برايش مهم اين بود که اين کتاب چاپ شود. کتابی که شيوه‌ای از خواندن حافظ را به خوانندگان پيشنهاد می‌کند و اصلا ادعای حافظ پژوهی ندارد. کتابی که او آن را فست فود يا اس‌ام‌اس‌های حافظ می‌نامد. اين هم گفتگوی من با کيارستمی که عينا می‌خوانيد.

آقای کيارستمی به خاطر حافظ به روايت كيارستمي خسته نباشي. سرما خوردي و مريض هستي؛ روز جمعه هم آمدم و مزاحمت شدم، ولي حافظ ما را به اين‌جا كشاند. حداقل مي‌توان گفت كه كتاب پرفروشي شده است.

پس اگر اين‌طور باشد بدعتي در مجموعه كارهاي من است. چون اولين باري است كه جايي كار من پرفروش مي‌شود.

فيلم‌هايت كه اين‌جا اكران نمي‌شود اما كتابت چاپ شد و فروش هم كرد. به خصوص روز والنتاين كه شنيدم فروش خوبي داشته. اما چرا حافظ؟ به نظر مي‌رسد دنياي تو به خيام نزديك‌تر است.

درسته؛ ولي تصور نمي‌كنم شاعران را بشود اين‌گونه دسته‌بندي كرد. شما در حافظ و سعدي هم خيام را مي‌بينيد. به نظر من "خيامي" يك نوع انديشه و تفكري است كه فقط شاعرانه نيست و حكمت هم دارد. تصور نمي‌كنم كه هيج شاعري بتواند غير "خيامي" به دنيا نگاه كند. مهم نگاه كردن است. اما هركس به شيوه و سبك خودش شعر مي‌گويد.

رويكرد كتاب حافظي كه منتشر كردي همان رويكردی است که در فيلم‌هايت هست. مي‌خواهم خودت بگويي كه چه ارتباطی بين سينمای تو و خوانشي كه از حافظ ارائه كردي وجود دارد؟

اين كار منتقد است كه بايد اين قضيه را بررسي كند. خود من گاهي مواقع آگاهانه اين‌كار را انجام نمي‌دهم ولي نهايتا وقتي از مجموع كارهايم، چه عكس، چه فيلم و چه شعر فاصله مي‌گيرم، اين گونه شباهت به گونه‌اي وجود دارد. حتي همين عكس‌هايي كه به ديوار مي‌بينيد [منظورعكس‌هاي جديدش است که در سايز بزرگ قاب كرده و به ديوار زده] به شكلي همان كاري است كه دركتاب حافظ انجام شده است. وقتي از پشت شيشه‌هاي مه آلود و باران زده از منظره‌اي عكس مي‌گيريم كه اين منظره خيلي هم دقيق نيست؛ با اين شيوه بخشي از طبيعت را حذف كرده‌ايم. اين همان كاري است كه در كتاب حافظ انجام داده‌ام. منتها در كتاب حافظ اين حذف فقط در اين كتاب اتفاق افتاده است.

قبل از چاپ، وقتي كتاب را به دوستان نشان دادم نگران بودند كه آيا مي‌شود با حافظ چنين كاري انجام داد؟ تصور من اين بود كه قرار نيست با حافظ كاري بكنيم. در يك تعداد صفحات سفيد صحافي شده؛ مصرع‌هايي را از حافظ انتخاب مي‌كنيم و فكر نمي‌كنم كه من اولين كسي باشم كه اين كار را انجام داده باشد. به اين ترتيب اگر كسي بخواهد به من انتقاد كند بايد به همه كساني كه گاهي يك بيت شعر را از حافظ، سعدي، خيام و يا ديگران انتخاب كرده‌اند معترض شود. حتي كساني كه الفبا هم نمي‌دانند و سواد خواندن و نوشتن را ندارند نيز اين كار را كرده‌اند. وقتي يك جمله يا مصرعي را انتخاب مي‌كنيم يعني اين كار قبلا شده است. كاري كه من انجام دادم، جمع آوري اين‌ها بوده است. اين حق ماست كه از يك غزل، از يك قصيده، يك بيت يا يك دو بيتي، يك بيت يا يك مصرع را انتخاب كنيم و به اين دليل من فكر نمي‌كنم اين كار اتفاق مهمي باشد. اين صرفا يك انتخاب است. انتخابي كه ريشه در جامعه ما از سال‌ها پيش داشته است. اين را هم من انتخاب نكردم.

اين مجموعه را كه درآوردم برخي انتقاد مي‌كنند كه چرا رفتي سراغ شعر؟ تو كه كار عكاسي و فيلم مي‌كردي. به هر حال من را كه به عنوان فيلمساز نبايد شناخت. من هر دو سال يك فيلم مي‌سازم. عكاسي هم گاهي انجام مي‌دهم. ولي يك زندگی هم به عنوان ايراني دارم. يك زندگي شخصي خصوصي هم دارم. در اتاق دربسته‌ام گاهي سراغ كتاب مي‌روم و شعر مي‌خوانم. حالا اگر پيشنهاد مي‌كنم فلان شعر را اين‌گونه كه ديده يا خوانده‌ام بخوانيد، جزء حقوق طبيعي من است و نبايد نگران باشيم كه حافظ دستكاري شده است. يا به حوزه كساني كه حافظ دوست اند و يا در حوزه شعر و ادبيات تخصص دارند، تخطي شده است. اين فقط انتخاب بوده، در واقع كتابي بوده كه دلم مي‌خواسته خودم داشته باشم و چون ديگران درنياورده بودند، چاپ كردم. و چون چاپ يك نسخه هزينه‌اش زياد بود، تعداد بيشتري چاپ كردم. من نسخه خودم را برداشتم و ناشر با فروش نسخه‌هاي بعدي هزينه خودش را اميدوارم تامين كند. ولي من اين جمع‌آوري را صرفا به خاطر خودم كردم.

همه حرف‌هايت نشان دهنده نوعي نگراني در اين قضيه است. احساس مي‌كنم يك ترسي داشتي از چاپ اين کتاب؟

اين جا به هر حال اين نگراني را به تو مي‌دهند. وقتي شروع مي‌كني اين نگراني را نداري ولي به هر حال در يك جامعه بخصوصي زندگي مي‌كنيم و براي آدم خط كشي‌هايي كرده‌اند. هر كسي بخواهد پايش را از حوزه خودش فراتر بگذارد حتما به مجوز نياز دارد و چون هيچ سازماني نيست كه اين را بدهد طبيعتا هر آدمي فكر مي‌كند بايد از حقوق ديگران دفاع كند تا حافظ يا سعدي دستكاري نشود. اين‌ها جزء بزرگان ما هستند و به همين دليل كمي نگران كننده است. حال اگر اين گشاده دستي و گشاده دلي آقاي خرمشاهي نبود فكر مي‌كنم كار سخت‌تر مي‌شد. به هر حال فتواي اين حافظ خوان و حافظ دان بزرگ كمك كرد كه كمي از اين تنگ‌نظري‌ها كاهش پيدا كند وگرنه به اين سادگي نمي‌شود كارهايي را كه دلتان مي‌خواهد اين‌جا انجام دهيد.

قبل از اين‌كه وارد بحث‌هاي ديگر شوم می خواهم بدانم واكنش از طرف حافظ شناسان چطور بوده است؟

زياد خبر ندارم.

به نظرم مي آيد كه خيلي از طرف اهل قلم مورد توجه قرار نگرفت. ولي مردم استقبال كردند.

نمي‌دانم. زياد راجع به اين موضوع خبر ندارم. ولي اميدوارم كه به هر حال بد نبوده باشد.

شفاهي چيزي نشنيده‌ايد؟

كساني كه کتاب را دوست دارند به آدم مي‌گويند. نقدي‌هاي منفي را ما نمي‌فهميم. اما من اصلا اهميتي نمي‌دهم. براي من مهم بود كه اين كتاب چاپ شود. و مهم اين است كه سعدي هم در حال چاپ است. و روي كتاب‌هاي ديگر هم كار مي‌كنم. اين‌ها به بهترين و لذت‌بخش‌ترين ساعات زندگي من تبدل شده‌اند. خوانش شعر، به اين شكل؛ تقطيع كردن، جدا كردن و خلاصه كردن، جزئي از اين لذت است. يكي از گرفتاري‌هاي ما اين است كه در كشوري زندگي مي‌كنيم كه شعر بيش از ظرفيت خواننده است. ما شعر زياد داريم. اگر ديوان‌هايمان كمتر از اين بود بيشتر از اين خوانده بوديم. گرفتاري شعر به خصوص شعر موزون اين است كه به مجرد آنكه شروع به خواندنش مي‌كنيم ابيات بعدي ما را همراه خودشان مي‌برند و به يك آهنگ تبديل مي‌شوند. آن آهنگ ما را از درك يكايك مصرع‌هاي شعر محروم مي‌كنند. بنابر‌اين كل‌اش را نمي‌فهميم.

بسياري از كساني كه دوروبر من هستند وقتي مي‌‌خواهند شعري از حافظ بخوانند شعرهايي را بلدند كه شجريان خوانده است. وقتي شعر را مي‌خوانند مي‌فهمي كه شعر را شنيده‌اند و حافظ را نخوانده‌اند. يا وقتي حافظ را از اول مي‌خواني به حدي غني و به حدي زياد است كه نمي‌شود دركش كرد؛ مگر آن‌كه خلاصه‌اش كرد. يكي از علت‌هايي كه من حافظ را خلاصه كردم براي اين بود كه روي بيت يا مصرعي تمركز كنم. و همين برايم كافي است. من در سينما هم اين کار را می کنم – حالا اين چيز غريبي است – خيلي مواقع وقتي فيلمي مي‌بينم و به لحظه درخشان‌اش مي‌رسم از سينما بيرون مي‌روم و با همان لحظه زندگي ‌مي‌كنم و مي‌گويم كه من مطمئن نيستم تا آخر فيلم بتوانم اين حس را نگه دارم. يك پلان از يك فيلم ما را بس. همانطور كه يك مصرع از يك غزل با من اين كار را مي‌كند. من با اين نوع نگاه تازه، حافظ و سعدي را بيشتر درك كرده‌ام. البته نه به عنوان دو اسطوره كه به عنوان دو انسان زميني و پي بردم كه اين‌ها چقدر خاكي هستند و حرف زده‌اند. چقدر حافظ و سعدي ساده‌اند.

يكي دو سال قبل كسي نقدي را روي يكي از شع